تاج الدين احمد وزير
73
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
آن روى به اطعام و ضيافت آورد آنچه در خيرات * 571 * صرف كنى در آخرت يا بى وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ « 1 » . آوردهاند كه : مرتضى على كرّم اللّه وجهه روزى در گورستان طوف مىفرمود ، ندا كرد : يا أهل القبور نساؤكم نكحت و دياركم سكنت و أموالكم قسّمت ، هذا حال ما عندنا فما حال ما عندكم ؟ « 2 » از هاتفى شنيد كه : ما قدّمنا وجدنا و ما أكلنا ربحنا ، و ما تركنا خسرنا . آب صفت بايد بود كه خشك و تر و برّ و بحر تازه و خوشدل گردند . قال النّبىّ عليه الصلاة و السّلام : إرحموا من فى الأرض يرحمكم من فى السّماء « 3 » . به موسى عليه السّلام وحى آمد كه : إذا رضى المساكين رضيت و إذا سخطوا سخطتّ . علّام الغيوب بر ظاهر و باطن عالمست به فراتر از همه . سلطان محمود مدتى شهرى را محاصره كرده بود و أهل آن شهر به جان آمده ، زاهدى اين دو بيت بر كاغذى نوشت و در ميان لشكر سلطان انداخت : دلسوختگان همى سگالند مكن * تا نيم شبى از تو ننالند مكن إقبال ترا گوش به هنگام سحر * ترسم كه به آب ديده مالند [ مكن ] سلطان در حال كوچ كرد و گفت : تا جنگ با أصحاب سلاح بود كه كوشيديم اكنون از آب ديده و آه سينهء أهل صلاح مىترسيم . * 572 * آوردهاند كه پيرى در راهى عنانگيرى سلطان ملكشاه كرد و اين رباعى بر وى خواند : چشم فلك از ظلم تو بگريست ، مكن * پيداست كه عمر آدمى چيست مكن خالق شودت خصم چو خلق آزارى * چون ميدانى كه خصم تو كيست مكن
--> ( 1 ) قرآن كريم سوره بقره ( 2 ) قسمتى از آيه 110 . ( 2 ) نهج البلاغه حكمت 130 . ( 3 ) نهج الفصاحة 1 / 51 ح 261 .